اهمیت خودآگاهی و تأثیر آن بر دنیاخواهی
تأملی بر سوره منافقون در بیانات امام خامنهای
✍️ زینب زرمسلک
انسان گاهی خود را به دام چنبرهی ظواهر میاندازد و در جهانِ پر زرق و برق اشیاء و اطلاعات، خویشتنِ او کمکم رنگ میبازد. خودآگاهی، که باید چراغ راه روح و ضامن سلامت درونی باشد، زیر غبار شتاب، رقابت و دنیاطلبی فرو میرود. در چنین وضعی، بازخوانی پیامهای قرآن و سیره اهل بیت علیهمالسلام، ضرورتی حیاتی است.
الف) خودآگاهی؛ بیداری در برابر غفلت
خودآگاهی در منطق قرآن، تنها آگاهی از جسم یا روح و عاطفه خود نیست؛ بلکه شناخت حقیقتِ خویش به عنوان بندهی خدا و مسافر راه حق است. انسان فقط آنگاه خود را میشناسد که جایگاهش را در نظام هستی دریابد. تفسیر سورهی «منافقون» یکی از ژرفترین دعوتها به این نوع خودآگاهی است. در آغاز سوره، خداوند از کسانی سخن میگوید که ادعای ایمان دارند اما دلهایشان تهی از صدق است:
«هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ» (منافقون/۴)
آنان ظاهری آراسته دارند، سخنشان دلپسند است، اما در درونشان پوچی و خودفریبی لانه کرده است.
در آیهی سوم آمده:
«ذلِکَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ...»
یعنی در اثر وارونگی درون و بیرون، قلبشان مهر میخورد و حساسیت خود را از دست میدهند. این همان حالت ازخودبیگانگی است: انسان ظاهر دارد، اما درونش خوابیده است.
ب) دنیاخواهی؛ بزرگترین دشمن معرفتِ نفس
دنیاخواهی در قرآن به معنای دلبستن به دنیا، نه استفاده از آن است. انسانِ دنیاخواه، ابزار را به جای هدف مینشاند. در آیه ۹ سورهی منافقون هشدار میدهد:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُلْهِکُمْ أَمْوَالُکُمْ وَلَا أَوْلَادُکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ...»
در این آیه، خداوند اشاره میکند که غفلت از یاد او، نه از روی جهل، بلکه از سر شیفتگی به دنیا پدید میآید. ثروت، مقام، فرزند و قدرت، اگر انسان را از توجه به منبع هستی بازدارد، در حکم آتشی میشود که درون را میسوزاند.
امام خامنهای در خطبه نماز جمعه تهران در ۲۹ شهریور ۱۳۸۷ دنیاخواهی را ریشهی انحطاط دانسته، فرمودهاند:
«راز انحرافی كه آن روز امیر المؤمنین در مقابل خود ملاحظه میكرد- و نهج البلاغة پر است از بیان این انحرافها- عبارت بود از دنیاطلبی. شما امروز به دنیا نگاه كنید، همین را مشاهده میكنید. وقتی عناصر دنیاطلب، فرصتطلب، متجاوز، زمام كارها را در سطح عالم در دست گرفتند، همانی میشود كه ملاحظه میكنید. اولًا به حقوق انسانها ظلم میشود؛ ثانیاً حق و سهم آحاد بشر از این سفرهی عظیم طبیعت الهی و موهبت الهی ندیده گرفته میشود؛ ثالثاً همین دنیاطلبان برای اینكه به مقاصد خودشان برسند، در جامعه فتنه ایجاد میكنند؛ جنگها، تبلیغات دروغین، سیاستبازیهای ناجوانمردانه؛ اینها ناشی از همین دنیاطلبیهاست. »
این تعبیر، نشان میدهد که دنیاطلبی، نه تنها مانع پیشرفت معنوی است، بلکه دشمن خودآگاهی جمعی است؛ زیرا انسانِ وابسته به دنیا، جرأت دیدن حقیقت را از دست میدهد.
ج) انعکاس مفهوم خودآگاهی در بیانات رهبری
امام خامنهای، بارها در سخنان خود، خودآگاهی را «ریشهی عزت فردی و اجتماعی» دانستهاند. در دیدار با مردم قم؛ ۱۹ دی ۱۳۸۰ میفرمایند:
«مسؤولان باید آگاه باشند و بفهمند پیرامون آنها چه میگذرد؛ والّا اگر مسؤولان و مدیران کشور، نمایندگان مردم، مؤثّرینِ در دستگاه قضایی و دیگر جاها، آدمهای خوبی باشند؛ باتقوا باشند و شجاعت هم داشته باشند، اما ندانند امروز صفبندی دنیا کجاست و دشمن کجا نشسته است و از کجا حمله میکند، ضربه خواهند خورد. جوانانی که در دوران جنگ تحمیلی در جبهه بودند، خوب میفهمند من چه میگویم. گاهی انسان در صحنه صدای شلیک توپ را میشنید؛ اگر میفهمید که این شلیک از طرف دشمن است، می.توانست مسیر خود را معیّن کند و وظیفه خود را بفهمد. اگر میدانست این شلیک از طرف خودی به طرف دشمن است، باز مسیرش معیّن میشد؛ اما اگر شلیک خودی را با دشمن و دشمن را با خودی اشتباه میکرد، گمراه میشد و نمیفهمید باید چه کار کند. وقتی توپخانه دشمن علیه شما مرتّب آتش میبارد، اگر ندانید دشمن است که آتش میبارد، در مقابل او حسّاسیت به خرج نمیدهید. گاهی هم خودی علیه دشمن شلیک میکند؛ اگر این را هم نشناختید، باز اشتباه خواهید کرد؛ به طرف خودی برمیگردید و میگویید چرا شلیک میکنید!؟ امروز خودآگاهی یکی از مهمترین نیازهای مسؤولان کشور ماست. باید بفهمند دشمن از کجا حمله میکند.»
در این نگاه، خودآگاهی امری صرفاً درونی نیست، بلکه بستری برای کنترل تمایلات و رشد مسئولیت اجتماعی است. به تعبیر ایشان، جامعهای که افرادش خود را نشناسند، در مقابل تبلیغات دنیاپرستان بیدفاع است.
در دیدار رئیسجمهور و اعضای هیأت دولت در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۸۳، نیز فرمودهاند:
«دنیاطلبی بعضی از مجاهدان احد سبب تزلزل ایمانشان شد.
به اتفاقی که در جنگ احد افتاد، توجه کنید. آن پنجاه نفری که دچار نفرین و شکوهی همهی مسلمانها در طول این چهارده قرن شدند، مسلمان بودند؛ اصحاب پیغمبر بودند؛ خیلی از آنها در جنگ بدر شرکت کرده بودند؛ مردمان بدی نبودند؛ اما همین ها دچار آن آفت شدند؛ یعنی به خاطر جمع آوری غنیمت، گردنه را رها کردند؛ میدان را به دشمن دادند و موجب شدند که مقدار زیادی از خونهای پاک بر زمین ریخته شود؛ خونی مثل خون حمزهی سیدالشهداء بر زمین ریخته شد؛ پیغمبر زخم خورد و حکومت اسلام و نظام نوپای اسلامی دچار تزلزل شد؛ به خاطر کوتاهی این پنجاه نفر. قرآن دربارهی این پنجاه نفر می فرماید: «انّ الّذین تولّوا منکم یوم التقی الجمعان انّما استزلّهم الشّیطان ببعض ما کسبوا»؛(آلعمران، ۱۵۵) یعنی کاری که اینها کردند، نتیجهی اشتباهات و لغزشهایی بود که قبل از این کرده بودند. هر لغزشی به نوبهی خود لغزشهای دیگری را بر انسان تحمیل میکند؛ یعنی پایهی ایمان را سست میکند، و سستی ایمان، تأثیر سوء خودش را در عمل بعدی ما میگذارد. وقتی ما لغزش پیدا میکنیم، این لغزش روی ایمان ما - ولو نامحسوس- تأثیر میگذارد. «انّما استزلّهم الشّیطان ببعض ما کسبوا»؛ کار خطایی را قبلاً یک نفر انجام میدهد، بعد این خطا در ایمان او تأثیر منفی میگذارد، بدون این که خود انسان هم متوجه شود؛ مثل خیلی از وقتها که انسان از حالی به حالی میرود، لیکن تغییر حال خود را متوجه نمیشود.»
اینجاست که پیوند سوره منافقون با زندگی امروز روشن میشود: منافقان تنها شخصیتهای تاریخی نیستند، بلکه نمادی از انسانِ غافلِ امروزند؛ انسانی که در میان انبوه دادهها و خواستهها، از شناخت خویش محروم مانده است.
د) از خود تا جامعه؛ پیام سوره منافقون برای انسان معاصر
وقتی قرآن، نفاق را «دوگانگی میان ظاهر و باطن» مینامد، در واقع از بحرانی سخن میگوید که ریشههای عمیقی در روان و جامعه دارد. بسیاری از ما در رفتار اجتماعی، چهرهای اخلاقی داریم، اما انگیزههای پنهانمان گاه دنیاطلبانه است. خودآگاهی یعنی شجاعت دیدن همین بخشهای پنهان.
در تفسیر این سوره آمده که پیامبر صلواتاللهعلیه به اصحاب خود میفرمودند:
«آنچه انسان را نابود میکند، دو چیز است: پیروی از هوی و آرزوهای دراز.» و هر دو، شاخههای همان دنیاخواهیاند.
با تأملی، درمییابیم که خودآگاهی سفری دشوار اما نجاتبخش است. نخستین گامِ بیداری آن است که انسان انگیزههای خود را بازبینی کند: آیا خواستههایم من را به حقیقت نزدیک میکند یا از آن دور میسازد؟
و) دنیاخواهی در عصر مدرن
امروز دنیاپرستی دیگر فقط به زر و زیور نیست؛ در پوشش موفقیت، رقابت، شهرت یا حتی دانایی ظهور میکند. در جهان رسانه، خودشیفتگی روانی جایگزین خودآگاهی شده است. هرکس میکوشد «دیده شود» ولی کمتر کسی میپرسد «کیستم».
امام خامنهای در بیاناتی در نماز جمعه تهران؛ ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ با اشاره به سورهی منافقون میفرمایند:
«ضعفهای اخلاقی، شخصیتی، هوسرانی و میل به خودخواهیهای گوناگون؛ که اگر جلویش را نگیری و خودت با آنها مبارزه نکنی، ایمان را از تو خواهد گرفت و تو را از درون پوک خواهد کرد. وقتی ایمان را از تو گرفت، دل تو بیایمان و ظاهر تو باایمان است؛ آن وقت اسم چنین کسی منافق است. اگر خدای نکرده دل من و شما از ایمان تهی شد، در حالی که ظاهرمان، ظاهرِ ایمانی است؛ پابندیها و دلبستگیهای اعتقادی و ایمانی را از دست دادیم، اما زبان ما همچنان همان حرفهای ایمانی را میزند که قبلاً میزد؛ این میشود نفاق؛ این هم خطرناک است.»
این هشدار، تأملبرانگیزترین بخش از تفسیر اخلاقی سوره است؛ زیرا هر انسانی میتواند به سهم خود گرفتار نفاق درونی شود؛ یعنی بیپرده، در برابر خویشتن صداقت نداشته باشد.
ه) راه رهایی؛ ذکر و حضور
آیهی۹ و ۱۰ سوره منافقون نسخهی درمان را بیان میکند:
«... عن ذکر الله ... وَ أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاکُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ...»
یاد خدا و انفاق، دو راهحل برای رهایی از غفلتاند: یاد خداوند یعنی حضور دائم خدا در دل، و انفاق یعنی بریدن از تملکهای غیرضروری. در زبان قرآن، انفاق تنها مالی نیست، بلکه نشانهی آزاد شدن روح از قید منافع شخصی است.
اگر انسان لحظهبهلحظه یاد حق را در دل نگاه دارد، خودآگاهی در او زنده میماند. و اگر روحِ دنیاخواهی بر او غلبه کند، غفلت چون سایهای آرام، همهی وجودش را میپوشاند.
جمعبندی؛ بیداری در جهان غفلت
سوره منافقون آینهی انسان عصر ماست؛ انسانی که در هیاهوی دنیا صدای خویش را گم کرده است. این سوره ما را به بازگشت به درون فرا میخواند. امام خامنهای در بیانات ۱۵ فروردین ۱۴۰۲ خطاب به مسئولان نظام فرمودهاند:
«در کلامی منسوب به امیرالمؤمنین [هست]: مَن عَمَرَ قَلبَهُ بِدَوامِ الذِّکرِ حَسُنَت اَفعالُهُ فِی السِّرِّ وَ الجَهرِ (غرر الحکم و درر الکلم، عبدالواحد بن محمد آمدی، ص ۶۴۴؛ با اندکی تفاوت)» دوام ذکر و به طور مستمر ذاکر بودن، موجب میشود عمل ماــ هم عملِ پنهانی ما و کاری که خودمان در دلمان، در داخل خانوادهمان، در اتاق خلوتمان انجام میدهیم، هم عملی که در محیط اجتماعی انجام میدهیمــ نیکو بشود، خوب بشود....»
خودآگاهی، یعنی نشستن در نقطهی آرام و نیک بودن در نهان و آشکار؛ و دنیاخواهی، یعنی گم کردن آن.
راه بازگشت، صادقانه دیدن خویش است؛ همان که عارفان گفتهاند: «من عرف نفسه فقد عرف ربّه».
هر بار که از خود میپرسیم «من کهام و برای چه آمدهام»، در برابر نفاقِ درون قد علم کردهایم.
و الحمدلله رب العالمین
🌹🌟🌹
موضوعات مرتبط: قرآن؛ کتاب رستگاری ، مذهبی
برچسبها: امام خامنهای , سوره منافقون , خودآگاهی , دنیاخواهی
غرض نوشاندن جرعه ای است از کتاب ها و مطالب خواندنی...