نظریه « تفکیک قوا»
✍️زینب زرمسلک
➖ ``نظریه تفکیک قوا`` به شکل امروزی و مدرن آن—شامل تفکیک قدرت به سه شاخه مقننه (قانونگذاری)، مجریه (اجرا) و قضاییه (داوری و قضاوت)—متعلق به فیلسوف و متفکر فرانسوی عصر روشنگری، شارل دو مونتسکیو (Charles de Montesquieu) است.
🔸مونتسکیو این نظریه را در سال ۱۷۴۸ میلادی در کتاب مشهور خود با عنوان «روحالقوانین» (*De l'esprit des lois*) بهطور مدون و تفصیلی تبیین کرد.
الف) پیشینه و ریشههای تاریخی پیش از مونتسکیو
هرچند صورتبندی دقیق و سهگانه کنونی متعلق به مونتسکیو است، اما اصل ایده تقسیم قدرت ریشه در آثار متفکران پیشین نیز دارد:
۱. ارسطو (یونان باستان): در کتاب «سیاست»، کارکردهای حکومت را به سه بخش «مجمع عمومی و مشورتی»، «مقامات حکومتی و کارگزاران» و «هیئتهای دادرسی و دادگاهها» تقسیم کرد؛ البته ارسطو تفکیک قوا را به عنوان ابزاری ساختاری برای مهار استبداد و تضمین آزادی شهروندان به کار نبرد، بلکه صرفاً وظایف اداری دولت را توصیف میکرد.
۲. جان لاک (انگلستان): فیلسوف نامدار انگلیسی در کتاب «دو رساله درباره حکومت» (۱۶۸۹)، قوا را به سه بخش «مقننه»، «مجریه» و «فدراتیو» (مربوط به روابط بینالملل، جنگ و صلح) تقسیم کرد. لاک قوه قضاییه را به عنوان رکنی مستقل از مجریه تعریف نکرد، بلکه آن را بخشی از صلاحیتهای قوه مجریه میدانست.
ب) نوآوری مونتسکیو در تفکیک سه قوه
مونتسکیو با مشاهده ساختار سیاسی و قانونی انگلستان و با هدف جلوگیری از تمرکز قدرت و جلوگیری از استبداد، ساختار سهگانه زیر را پایهریزی کرد:
〰 قوه مقننه (Legislative): وضع، اصلاح و نسخ قوانین عمومی جامعه
〰 قوه مجریه (Executive): اجرای قوانین مصوب، اداره امور عمومی و برقراری نظم
〰 قوه قضاییه (Judiciary): دادرسی، حلوفصل اختلافات، تفسیر قوانین و مجازات متخلفان
ج) فلسفه و هدف اصلی نظریه
هدف بنیادین مونتسکیو از این نظریه، حفظ آزادیهای فردی و جلوگیری از فساد ناشی از تمرکز قدرت بود. او معتقد بود:
✔️«هر انسانی که صاحب قدرت باشد، مستعد سوءاستفاده از آن است؛ قدرت تا جایی پیش میرود که با مانعی برخورد کند. برای آنکه نتوان از قدرت سوءاستفاده کرد، باید کارها چنان ترتیب یابد که قدرت، قدرت را مهار کند.»
❓اگر این سه قوه در دست یک فرد یا یک هیئت واحد جمع شوند:
🔸 اتحاد مقننه و مجریه منجر به وضع قوانین ستمگرانه و اجرای ظالمانه آنها میشود.
🔸 اتحاد مقننه و قضاییه آزادی شهروندان را از میان میبرد، زیرا قاضی خود قانونگذار خواهد بود.
🔸 اتحاد مجریه و قضاییه، قاضی را به فردی خودکامه و سرکوبگر تبدیل میکند.
این تفکر بعدها مبنای قانون اساسی ایالات متحده آمریکا، قانون اساسی پس از انقلاب کبیر فرانسه و ساختار بنیادین حقوق عمومی و اساسی در اکثر کشورهای جهان قرار گرفت.
⚡🌷⚡
موضوعات مرتبط: مطالعات علمی- تاریخی- سیاسی
برچسبها: دولت , سیاست , قوای سهگانه , مونتسکیو
غرض نوشاندن جرعه ای است از کتاب ها و مطالب خواندنی...