اکسیر؛ یک جرعه کتاب

A Cup of BOOK in IKSIR by Zeinab Zarmaslak

خلبان جنگ

زینب زرمسلک
اکسیر؛ یک جرعه کتاب A Cup of BOOK in IKSIR by Zeinab Zarmaslak

خلبان جنگ

اثر آنتوان دو سنت اگزوپری 

 

 

* چنان احساس پیری می‌کنم که دیگر به هیچ چیز اهمیت نمی‌دهم.

آن پایین محل زندگی آدمهاست. در حد موجودات میکروسکوپی ریز هستند. مگر می‌شود به فاجعه‌های خانوادگی این موجودات ذره‌بینی علاقمند شد؟

 

* اگر این دردی که در وجودم زنده است نبود، مانند یک ستمگر پیر، در خواب و خیال خود فرو می‌رفتم… اما انسان مهم است.

این خطر وجود دارد که انسان با گروهی از آدمها یا با تمامی آدمها اشتباه گرفته شود.

این خطر وجود دارد که «انسان» فراموش شود.

این خطر وجود دارد که انسان بودن، به آسیب نزدن به دیگران محدود شود.

این خطر وجود دارد که انسان از دست برود.


موضوعات مرتبط: ادبیات
برچسب‌ها: آنتوان دو سنت اگزوپری , خلبان جنگ

تاريخ : ۱۳۹۶/۰۳/۱۷ | | نویسنده : زینب زرمسلک |
.: IKSIR;A Cup of Book By Zeinab Zarmaslak:.
درباره وب

غرض نوشاندن جرعه ای است از کتاب ها و مطالب خواندنی...
جستجو



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
ربات مترجم
اینستاگرام
امکانات وب